عبد الجليل قزوينى رازى
356
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
باقى برده . به دو « 1 » چنين حوالت كند و تزوير و تمويه « 2 » ، و سبب نزول آن قصّه هركس كه داند مختار را متّهم نخواند و مجرم نداند ، و آن چنان بود كه چون آن امام معصوم و سيّد مظلوم حسن عليه السّلام بنزديك سعد ثقفى آمد كه عمّ مختار بود و سعد بر موصل والى بود از قبل معاويه « 3 » و با معاويه دمى و قدمى دنياوى داشتى مختار - رحمة اللّه عليه - از صفاء عقيدت و نور مودّت بر حسن بن على بترسيد كه نبايد كه عمّم « 4 » رنجى بسيّد رساند ، گريان و غمناك پيش شريك اعور حارثى شيعى آمد و مىگويد : اى عمّ مىترسم كه عمّم رنجى بدين سيّد رساند كه قبلهء متّقيان و امام مؤمنان است و وارث علم انبيا و امامان است ، رأى تو درين انديشه چيست ؟ شريك اعور - رحمة اللّه عليه - از دهاة عالم و زيركان دنيا و كارشناسان جهان بود ، گفت : اى پسر برادر رأى من درين كار آنست كه تو تنها پنهان پيش عمّت شوى و گوئى : اگر ما حسن على را هلاك كنيم ما را پيش معاويه قدرى و جاهى باشد و از ملك او نصيبى باشد ، كه عمّت اگر به او غدرى در دل دارد از بيم تو نمىيارد كه او صلابت و رجوليّت تو داند و اعتقاد تو در حقّ آل على معلوم اوست تا خود عمّت چه سر « 5 » دارد تا اگر خيانتى بدل دارد ما را معلوم شود و به همه حال چارهاى بسازيم و اين سيّد را از دست او بجهانيم ، مختار - رحمة اللّه عليه - بيامد و اين معنى در سر وا « 6 » عمّش بگفت ، عمّش خود معتمد و معتقد بود جواب چنان داد كه نبشته است و مختار ايمن گشت و مطمئنّ القلب شد و ازين معنى بر مختار عيبى و عارى نبود از غايت حميّت بود و از فرط شفقت و صفاء اعتقاد پاكيزه ، و اين مصنّف چون حوالتى كند بايستى كه اوّل و آخر و غرض از آن شناختى تا شبهت زايل بودى ، اين بود احوال حسن و قوم
--> ( 1 ) - ع ث : « و به دو » . ( 2 ) - ح د : « و بوى چنين حوالت كردن تزوير و تمويه است » . ( 3 ) - اين كلام اشتباه است و براى تحقيق آن رجوع شود بتعليقهء 145 . ( 4 ) - ح : « كه مبادا عمش » . ( 5 ) - در برهان قاطع گفته : « سر بفتح اوّل و سكون ثانى معروف است و به عربى رأس گويند و بمعنى فكر و خيال و ميل و خواهش هم آمده است » و اگر عبارت « چه در سر دارد » مىبود حاجت به اين توجيه نمىافتاد . ( 6 ) - ب ث م ح د : « با » . در برهان گفته : « واگاهى بجاى با گفته مىشود چنان كه مىگويند : وا تو مىگويم يعنى با تو » .